كرد و آن هاينريش فونلانگنشتاين معروف، از بنيانگذاران دانشگاه وين، است. عقايد عجيب او را دربارهٴ زيستشناسي و انسانشناسي قبلاً يادآور شديم؛ او همان مفاهيم را در پزشكي هم بهكار گرفت؛ ممكن است از اختلاط عوامل بيماريها، بيماري تازهاي پديد آيد كه علاج آن هم تركيب صحيح معالجات موجود است. در ضمن وي از نخستين كساني بود كه تفسير آسيبشناختي روٴياها و توهمات را مطرح كرد. همهٴ اينها حاكي از يك تصور علمي خوب در اوست كه بدبختانه فاقد پشتوانهٴ تجربي بود.
براي تكميل اين تصوير طب آلماني بايد به دو پزشك ديگر كه در اواخر اين قرن بهدنيا آمدند اشارهاي بكنيم، كه كارهاي علميشان مربوط به سدهٴ پانزدهم است.
يوهان ساكسوني در مونپليه تحصيل كرد و در استراسبورگ به كار پرداخت؛ ممكن است او همان كشيشي باشد كه در حدود 1392 در آن شهر ميزيست. هركس بوده، در حدود 1409 شهرتي محلي بهدست آورد و گواه آن داستان زير است. يك نفر استراسبورگي به نام ئولين آپت كه بيمار بود خواست نمونهٴ ادرارش را براي وي بفرستد؛ ولي زنش فكر كرد بهتر است ادرار را به يك حكيمباشي نشان بدهد. حكيمباشي كه بهعللي فريب خورده بود، گمان برد ادرار متعلق به يك زن حامله است و برخي تشخيصهاي موهوم داد. پس از آن زن بيچاره نزد يوهان ساكسوني رفت و او فوراً گفت: ((اين ادرار متعلق به مردي قريب چهل ساله است كه كبدش بيمار شده و خون اطراف قلبش را گرفته)) و اين درست بود. يوهان ساكسوني رسالهاي در باب طاعون نوشت كه خيلي زود به آلماني ترجمه شد.
پزشك بعدي اورتولف باواريايي است كه در آغاز سدهٴ پانزدهم يا پيش از آن، در وورتسبورگ باواريا برآمد. او كتاب طبي معروفي به آلماني نوشت كه از ترجمهٴ كتاب
الملكي، پلاتياريوس (يازدهم ـ2) و ساير موٴلفان مكتب سالرنو اقتباس شده بود، طوري كه گاه، مطالب دو موٴلف با هم مخلوط شده است. كتابي در
مامايي هم به او منسوب است.
طبابت. كار طبابت در آلمان تفاوت اساسي با ساير كشورهاي مسيحي اروپاي باختري نداشت. دليلش هم اين بود كه پزشكان آلماني اغلب در خارج تحصيل ميكردند، مثلاً تيلمان در مونپليه، لانگنشتاين در پاريس و ريبنيچ در پراگ تحصيل كرده بود؛ يا دستكم، مثل توماس سارِپتايي به خارج سفر ميكردند.ازطرف ديگر، پزشكان خارجي هم گاه، در دانشگاههاي آلمان درس ميدادند، كه بهترين نمونهٴ آن گالئاتسو دا سانتاسوفياست كه در حدود 1398 ـ 1405 استاد دانشگاه وين بود.
كارل سودهوف در جريان بررسي وسيع بايگانيها مطالب زيادي را استخراج و منتشر كرده كه ميتواند رفتار و خلقيات پزشكان آلماني را روشن سازد.
6. بوهميا. سه پزشك درباري بهنامهاي گالوس دواستراهوف، ژان دوگراندويل، و